X
تبلیغات
لهجه عشق

لهجه عشق

دل نوشته‌هاي ساده يك روستایی

نگاهی به سوابق چندتن از خبرنگاران و عوامل BBC فارسي

شايد اين سوال براي شما هم پيش بيايد كه خبرنگاران، عوامل پشت صحنه و كارشناسان بي بي سي فارسي را چه كساني تشكيل مي دهند ‏.‏ 
اسمهايي كه هر روز از اين شكبه جديدالتاسيس و پرمخاطب فارسي زبان با عنوان خبرنگار، مجري و كارشناس مسائل مختلف شنيده مي شود، شايد براي بسياري از مردم ناآشنا باشد اما براي امثال ما که ارتباطی ولو از راه دور با رسانه داریم ، چندان غريب نيست ‏.‏ 
به عنوان مثال ‏4‏ تن از چهره هاي رسانه اي كه سابقا در روزنامه همشهري فعاليت مي كردند درحال حاضر در اين شبكه تلويزيوني فعاليت دارند ، لذا در اين نوشتار به بررسي سوابق و ذكر نكاتي در خصوص اين افراد مي پردازيم تا به عنوان نمونه اي از روزنامه نگاران ايراني كه به اين شبكه پيوسته اند به واكاوي و علت يابي بيشتر پيوستن همكاران رسانه اي خود به اين رسانه نه چندان خوشنام انگليسي بپردازيم.

 
‏1‏.‏ نفيسه كوهنورد خبرنگار فعلي شبكه بي بي سي فارسي در استانبول، پس از اختلاف با محمد قوچاني در روزنامه شرق درسال ‏82‏ و در زمان مدير مسئولي محمود احمدي نژاد توسط علي رضا شيخ عطار سفير فعلي ايران درآلمان و مدير عامل وقت روزنامه همشهري در اين روزنامه آغاز به كار كرد ‏.‏ كوهنورد در اوايل كار خود دراين روزنامه با هزينه اي قابل توجه در آن زمان توجيه اقتصادي چنداني نداشت و درميان جرايد ايراني نيز اساسا مرسوم نبود ، مدت قابل توجيهي به عنوان خبرنگار اعزامي همشهري به تركيه سفر كرد( تا شايد كارآموزي اوليه براي فعاليت دائمي به عنوان خبرنگار بي بي سي رادر تركيه را ببيند‏.‏)

 البته وي از همان زمان نيز با سفارت تركيه در تهران و حتي بسياري از مسئولين دولتي تركيه روابط خوبي داشت اما بها دادن بيش از حد به وي علي رغم نحوه پوشش و اعتقادات سياسي وي باعث شد كه او رشد چشمگيري را در همشهري داشته باشد ‏.‏ به نحوي كه پس از مدتي به عنوان مسئول صفحه سياست خارجي همشهري منصوب شد ‏.‏ 

البته شايد براي مخاطبان بي بي فارسي جالب باشد كه كوهنورد درآن زمان به مسائلي كه امروز در بي بي سي فارسي مطرح مي كنند چندان اعتقادي نداشت يا حداقل نوشته هايش خلاف آن را اثبات مي كرد چرا كه وي دراين عرصه دائما از سياست خارجي دولت خاتمي انتقاد مي كرد و در زماني كه قوانين سخت گيرانه عليه حجاب در تركيه به تصويب رسيد، مقالات متعددي در دفاع از حجاب زنان ترك به قلم تحرير درآورد ‏.‏... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 22:27  توسط عبداللهی  | 

نبرد خانه به خانه

تولید و پیدایش بازی های رایانه ای دنیا به سال 1962.م باز می گردد که استیفن راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام جنگ فضایی نوشت که روی رایانه ای به نام PDP1 که اندازه ای در حدود یک اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود که شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می کردید. بعد از آن شرکت آتاری در سال 1973 بازی پونگ را ساخت که یک بازی ساده متشکل از تعدادی مستطیل سیاه و سفید بود که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت.
مهاجمان فضایی، بازی دیگری که در سال 1997 در شرکت تایتو نوشته شد، شامل عناصر کلاسیک یک بازی رایانه ای بود. در این بازی کنترل یک شی یا یک شخص در دست بازیکن بود که باید با کمک آن دشمنان را نابود می کرد.
پس از آن بازی های ویدئویی سیر تکاملی خود را طی کردند و در اواسط دهه هشتاد بازی ها بیشتر به سمت داستان های جنگی پیش رفتند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 امریکا، ناشی از جنگ سرد با شوروی سابق و دیگر برنامه های ریگان، رئیس جمهور وقت بود.

بازی هایی مثل استار فلایت و ... ولی در پنج سال اخیر با پیشرفت هایی که در سخت افزارها و نرم افزارهای ساخت و اجرای بازی ایجاد شده این محصول جایگاه خاص خود را در جهان پیدا کرده است.

طبق آمار، روزانه دو بازی رایانه ای به بازار می آید و تخمین زده می شود که چرخش مالی این بازی ها فقط در امریکا، تا پایان این دهه، به بیش از یک میلیارد دلار در سال برسد.

بازی های رایانه ای برخلاف فیلم های سینمایی به مخاطب این امکان را می دهد که بجای تماشاچی بودن خود به ایفای نقش بپردازد، رانندگی کند، با اسلحه شلیک کند و تعقیب و گریز انجام دهد.

آمارها نشان می دهد که روند تولید بازی های رایانه ای به 4-3 هزار نسخه در سال می رسد و با شتاب زیاد در جامعه جهانی در حال گسترش است. که تولید این بازی ها در دنیا تنها در انحصار چند شرکت امریکایی و ژاپنی است.

بیش از 30 میلیون نفر در سراسر جهان، بخشی از اوقات فراغت خود را با بازی های رایانه ای پر می کنند که بالغ بر 10% آنها بین 4 تا 7 ساعت از رندگی روزمره شان را به این کار اختصاص داده اند؛ این آمار علاوه بر آنکه گستردگی بازی های رایانه ای را نشان می دهد، از وابستگی روانی به این بازی ها حکایت دارد.

نتایج تحقیقی نشان می دهد که 56% جوانان ایرانی علاقه بسیار زیادی به بازی های رایانه ای و استفاده از اینترنت در اوقات فراغت دارند؛ به گونه ای که از میان 2/64% جوانانی که در زمان اوقات فراغت خود مشغول بازی می شوند، 7/38% بازی های رایانه ای را انتخاب می کنند.

از جمله مقاصدی که در جنگ نرم بازی های رایانه ای پیگیری می شوند، عبارتند از :

1. تشریح خط مشی ها، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبان و ارائه استدلال های پشتیبانی از آن خط مشی ها

2. برانگیختن افکار عمومی به طرفداری یا علیه یک عملیات نظامی

3. پشتیبانی از تحریم های اقتصادی و دیگر اشکال غیر قهرآمیز اعمال فشار علیه دشمن.

بیشترین بازی های رایانه ای به منظور هدف اول مذکور تولید و به صحنه بین المللی عرضه شده است. عنصر مشترک تمامی این بازی ها این است که کاربر در نقش یک سرباز شجاع و زبده غربی عمدتاً نیروی ویژه دلتا فورس امریکا یا اس ای اس انگلیس و یا حتی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای گسترش آزادی های فردی و دموکراسی و مبارزه با گروه ها و سازمان تروریستی دولتی یا غیردولتی و یا حتی موجودات فضایی و یا تخیلی که بشریت را به سوی نابودی می کشانند، وارد عمل شده و هدفی جز مبارزه و نابودی تروریست ها و نجات بشریت ندارند. ایالات متحده و صهیونیسم بین الملل سعی دارند با این برنامه های فرهنگی، تجاوزات نظامی خود را در میان ملت امریکا و حتی سایر ملت ها امری عادی، انسان دوستانه و به منظور گسترش صلح و دموکراسی در سطح جهان نشان دهد. سعی می شود این موضوع القا شود که امریکا نماد خیر مطلق در جهان است و هر فرد یا گروه یا دولتی که مخـالف او و ارزش هایش است محـورهای شـرارت و شیطانی اند.

 

 پیش از فــروپاشي شوروی سابق ریگان لقب امپراطور شرور را به اتحاد جماهیر شوروی داد و پس از آن جرج دبلیو بوش از کشورهایی چون ایران و عراق با عنوان کشورهای پلید (شرور) نام برد.

برخی از بازی های رایانه ای نیز به جنگ جهانی دوم و مبارزه با دولت نژادپرست نازی پرداخته و یا پس از آن به مبارزه با کمونیست ها می پردازد. پس از فروپاشی شوروی، امریکا سعی می کند کشورها و گروه های مسلمان را بزرگترین خطر برای صلح جهانی معرفی کند. چراکه به قول نظریه پردازان آنها، امریکا اکنون بجای اژدهای بزرگ با مارهای سمی پرشماری روبروست. یا به قول هنری کسینجر با اسلام سیاسی به رهبری جمهوری اسلامی ایران.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 0:51  توسط عبداللهی  | 

بررسي نقش خواص دوپهلو در فتنه اخير

بيش از هفت ماه از برگزاري انتخابات باشكوه رياست‌جمهوري دهم سپري شده و كشور طي اين مدت شاهد اتفاقات گوناگون و بعضاً بي‌سابقه‌اي بوده است.

در طول اين مدت، جريان‌هاي سياسي، شخصيت‌ها و نخبگان عرصه‌هاي گوناگون، اپوزيسيون داخل و خارج كشور و همه و همه ديدگاه‌ها و نظرات خود را درباره وقايع مختلف اعلام كرده‌اند. برخي صريح و شفاف و بعضي هم در لفافه، كنايه‌آميز يا دوپهلو. آنان كه صريح و شفاف موضعي له يا عليه اتخاذ كرده‌اند، هم تكليف خودشان را روشن كرده‌اند و هم تكليف مردم با آنها روشن است؛ اما آنان كه همواره به‌گونه‌اي اعلام موضع كرده‌اند كه هم چيزي گفته باشند و هم به گمان خود جانب احتياط را رعايت كرده باشند و به‌قولي تلاش كنند نه سيخ بسوزد و نه كباب، با سوالي جدي روبه‌رو هستند و آن چرايي اين نحو موضع‌گيري است؟

اين نوشتار بر آن است تا برخي دلايل اين دو پهلويي را بازشناسي كند.

 1)‌ برخي خواص مورد نظر، در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي علناً يا در خفا پشت سر نامزدهاي ناكام انتخابات بويژه آقاي موسوي بودند و شكست اين نامزدها، شكست آنان نيز محسوب مي‌شد. لذا شايد حداقل در وهله اول از آنچه پيش آمد خيلي ناراحت نبودند و اميد داشتند اعتراضات غيرقانوني به جايي برسد، خصوصاً آنكه بعضاً پيش‌بيني هم كرده بودند!‌اين خواص از سويي هم به دليل روحيه محافظه‌كاري، هم تعلقات يا رودربايستي كه با نظام و رهبري داشتند و هم نگران از اين كه همه تخم‌مرغ‌هايشان را در سبد آقاي موسوي بگذارند، يا سكوت پيشه كردند و يا حداكثر مواضعي دوپهلو اتخاذ كردند.

 2)‌‌ غالب خواص مورد نظر، همچنين نسبت به نامزد پيروز نه اين كه انتقاد داشتند يا رقيب بودند، بلكه به‌دلايلي درست يا غلط به مرز كينه و نفرت نزديك شده‌اند و پيروزي قاطع دوباره احمدي‌نژاد آتش اين كينه را برافروخته بود.

 بزرگ‌ترين اشتباه اين گروه از خواص اين بود و هست كه آنچه پس از انتخابات رخ داد را ادامه رقابت‌هاي انتخاباتي تلقي كردند و متوجه نشدند يا نخواستند متوجه بشوند كه ماجرا ديگر بحث انتخابات و احمدي‌نژاد نيست بلكه موضوع فراتر از آن است و انتخابات براي عده‌اي صرفاً بهانه‌ برخي ساختارشكني‌ها و زيرپا گذاشتن اصول شده است.

۳)عدم تشخيص حق از باطل، دليل ديگر رفتار دوپهلوي برخي خواص است. اين‌كه در شرايط فتنه، اوضاع غبارآلود است و تشخيص حق از باطل دشوار در جاي خود صحيح است ولي اين‌كه خواص هم نتوانند حق را از باطل تشخيص دهند فقط به غبارآلود بودن صحنه برنمي‌گردد بلكه به چشم و دل اين گروه از خواص نيز مربوط مي‌شود. چشم و دلي كه نتواند حق را ببيند و آن را تشخيص دهد بايد به خود بازگردد و علت آن را در خود جستجو كند. شايد چرب و شيرين دنيا مانع اصلي اين تشخيص باشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 بهمن1388ساعت 16:56  توسط عبداللهی  | 

بازخواني نقش دولت ها و رسانه هاي غربي در آشوب هاي اخير / 3

 ژنرال ها و سربازان جنگ نرم چگونه عمل مي كنند

 تحولات بين‌المللى بعد از جنگ سرد به گونه‌اى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدريج ناتو، از قالب صرفاً نظامى خارج شده و کار ويژه‌هاى ديگرى را براى خود تعريف مي نمايد. بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی كه هدف اصلی شكل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی كه سیاست خارجی ایالات متحد آمریكا بر اساس یك دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه كردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلكه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام ، شاهدیم كه دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری آمریكا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد كرده كه به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را " ناتوی فرهنگی " نام گذاشت.

بيانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگي» اشاره‌اى ظريف به شرايط بين‌المللى کنونى دارد. تشکيل مجدد کميته فرهنگى سازمان سياى آمريکا، تصويب برنامه‌هاى نفرت‌زدايى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى‌ در متون فرهنگى و ادبيات سياسى کشورهاى اسلامي، تاسيس و تقويت رسانه‌ها به ويژه شبکه‌هاى ماهواره‌اى راديويى تحت نظارت سيا و کنگره آمريکا جهت ايجاد امواج خبرى عليه کشورهاى هدف، تصويب بودجه 70 ميليون دلارى براى دخالت در امور داخلى ايران و سياست‌هاى مشابه ديگر، شاخصه «ناتو»ى فرهنگى در نظم نوين بين‌المللى مى‌باشند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 19:13  توسط عبداللهی  | 

بازخواني نقش دولت ها و رسانه هاي غربي در آشوب هاي اخير / 2

برنامه ريزي غرب براي 18 ميليون كاربر اينترنت در ايران

 چندى پيش گزارشى از سوي وزارت خارجه اسرائيل منتشر شد كه در آن به وجود 18 ميليون كاربر اينترنتى در ايران به عنوان يك فرصت نگاه كرده بود. دو سال پيش هم وزارت خارجه اسرائيل همايشى با عنوان «اينترنت در ايران» برگزار كرد و در آن ضمن اظهار خرسندى از افزايش نفوذ «اينترنت ناسالم» در جامعه ايرانى و گسترش موسيقى هايى‏چون رپ و راك و... را از طريق اينترنت اميدواركننده دانسته بود.

 در اين گزارش آمده بود «بخشى از سازمان اطلاعات مركزى آمريكا وظيفه دارد ضمن آلوده كردن اينترنت براى ايرانيان، در سايت وبلاگ‏هاى ايرانى به جستجو پرداخته و پس از جمع آورى و ترجمه اطلاعات به‏دست آمده، آن‏ها را آناليز نموده و مورد بهره بردارى قرار دهد.»

 واقعيت آنست كه آمريكاييان، بويژه صهيونيست‏هاى آمريكايى در اجراى اين پروژه شديدا فعالند چنانچه بنياد سوروس يكى از شاخه‏هاى فعال اين پروژه آمريكايى - صهيونيستى است.

 در تعريف اين بنياد مى‏خوانيم: بنياد سوروس (Soros Foundation)، با نام اصلى بنياد جامعه باز (Open Society Institute - OSI) متعلق به جورج سوروس يهودى است.

سوروس

 سوروس يك يهودى مجار تبار آمريكايى است. سالهاى متمادى است كه با تشكيل يك شركت سرمايه‏گذارى و يك سازمان مطالعاتى حقوق بشر در بيشتر نقاط جهان به نفع توسعه صهيونسيم فعاليت مى‏كند. هدف اين موسسه، آن طور كه خود عنوان مى‏كند ايجاد و حفظ ساختارها و نهادهاى جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانه‏هاى غربى فعاليت بنياد مذكور را از كمك انسان‏دوستانه گرفته تا بهداشت عمومى و رعايت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادى عنوان مى‏كنند، ولى‏عده‏اى به‏درستى به خاطر دست داشتن اين مؤسسه در انقلاب‏هاى رنگى، هدف اين مؤسسه را براندازى نرم و خاموش كشورهاى مختلف مى‏دانند.

 سوروس در بيش از 30 كشور جهان از جمله جمهورى‏هاى آذربايجان، ارمنستان، ازبكستان، اوكراين، تاجيكستان، روسيه، گرجستان، قرقيزستان، قزاقستان و مولداوى داراى نمايندگى‏هاى فعال است.

 بنياد سوروس در انقلاب مخملى (Rose Revolution) گرجستان، نقش مهمى را ايفا كرد. در گرجستان با صرف 20 ميليون دلار به حمايت از مخالفين شوارد نادزه (Shevardnadze) برخاست.

 دولت آمريكا، با وجود اين‏كه گرجستان در لشكركشى آمريكايى به عراق مشاركت داشت، تصميم به بركنارى شوارد نادزه را گرفت. دليل اين تصميم، موضع دو پهلوى او در قبال روسيه بود كه به منظور حفظ موقعيت خود و جلوگيرى از وخامت اوضاع، مايل به تداوم مناسبات خوب با مسكو بوده است.

 رئيس بنياد سوروس كه به زعم خود «آن‏طور كه به وى نسبت براندازى داده‏اند، نيست و در مورد وى اغراق شده‏است»، جهت براندازى دولت نادزه حدود 500 هزار دلار در شبكه روستاوى 2 كه نقش برجسته‏اى در انقلاب مخملى گرجستان داشت، سرمايه‏گذارى نمود تا از اين طريق ضمن تشويق مردم به شورش، با آموزش لازم آن‏ها را براى رسيدن هرچه زودتر به انقلاب نزديك نمايد!!

 فعاليت سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه يافت كه پس از استعفاى نادزه و تشكيل دولت جديد، چهار نفر از اعضاى دولت جديد گرجستان (وزراى‏آموزش و پرورش، دادگسترى، دارايى و ورزش جوانان) وابسته به بنياد جرج سوروس بودند و قبلاً كارمند دفاتر وى محسوب مى‏شدند.

 پس از وقوع انقلاب مخملى در گرجستان، جرج سوروس با اعلام رضايت از اين مسأله تصريح كرد كه در ساير كشورهاى آسياى ميانه از اين اقدامات حمايت خواهد كرد.

 روند كارى بنياد سوروس به اين شكل بود كه اين بنياد، مركزى مطالعاتى را در كشورهاى مختلف فعال مى‏كرد و سپس با ارزيابى مخالفان دولت مركزى و حمايت از مطبوعات مخالف دولت زمينه را براى انقلابى آرام فراهم مى‏نمود.

عمده‏ترين فعاليت اين بنياد در حوزه كشورهاى آسياى ميانه و قفقاز است. در واقع براى اولين بار در سال 1997 و در جريان ورشكستگى مالى و اقتصادى كشورهاى جنوب شرق آسيا، فعاليت بنياد مذكور به آسياى ميانه كشيده شد و در كشورهاى اين منطقه نمايندگى‏هايى را تحت عنوان «جامعه باز» تأسيس نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 16:4  توسط عبداللهی  | 

بازخواني نقش دولت ها و رسانه هاي غربي در آشوب هاي اخير / 1

نقش دولت ها و رسانه هاي غربي  در تحريف پيام انتخابات 22 خرداد و سپس تحريك و خط دهي به آشوبگران و اغتشاشگران، موضوعي قابل تامل و عبرت آموز است . در اين نوشتار سعي داريم به اختصار به تحليل اين نقش بپردازيم.

 انتخابات رياست جمهوري پايان يافت. فراتر از پيروزي قاطع دكتر احمدي نژاد، پيروز واقعي اين ميدان مردمي بودند كه با مشاركت بالا و چشمگيرشان بار ديگر آراي خود را "ميزان " واگذاري قدرت و حاكميت به دولتي قرار دادند كه توقع ميرود با تكيه بر پشتوانه مردمي خود بسان گذشته كمر به كار و خدمت بسته و انتظار همه مردم ايران را از يك دولت اصولگراي عدالت محور برآورده سازد.

اما فرداي اين انتخابات پرشور آشوبگران با غائله اي كه به راه انداختند كوشيدند، شيريني پيروزي مردم را به كامشان تلخ كنند؛ هر چند ملت ايران بارها نشان داده اند كه به تكليف خود عمل مي كنند و از دسيسه هايي كه عليه شان به كار مي رود باكي به دل ندارند.

موضعگيري و ناخرسندي كشورهاي اروپايي و آمريكا نسبت به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران و حمايت آنها از اغتشاشات اخير موضوعي است كه قابل بررسي مي باشد. در اين ميان نقش و رويكرد انگليس و رسانه هاي اين كشور بسيار برجسته تر مي نمايد.

رسانه هاي انگليسي به ويژه بي بي سي انگليس و فارسي در طول چند ماه گذشته چند رويكرد كه همه در راستاي استراتژي مقابله با دولت نهم بود را دنبال نمودند. ابتدا فعاليت هاي آنها در جهت فضاسازي متناسب با تحولات صحنه شكل گرفت اما جهت اصلي سوق دادن مردم به سمت بي تفاوت سازي و عدم اهميت برگزاري انتخابات سير مي نمود. اين روند تا گرم شدن فضاي انتخاباتي در كشور ادامه داشت اما رسانه هاي انگليس كه بعنوان ابزار اجرايي سياست هاي مداخله جويانه دولت بريتانيا فعاليت مي نمايند ناچار به تغيير رويكرد و تلاش براي مصادره فضاي سياسي كشور در جهت اهداف خود شدند.

در اين مقطع، رويكرد آنها در نقش سخنگويي مشاركت مردمي و استقبال عمومي ظاهر شد و از طريق كمپ دو نامزد هماهنگي سياسي - رواني بخشي از جامعه را برعهده گرفتند جالب است كه اهميت انتخابات ايران براي لندن تا آن حد بود كه مجموعا 55 خبرنگار از رسانه هاي انگليس تحت عنوان پوشش انتخابات به ايران سفر كردند. اين گروه 55 نفره رسانه اي بعد از پايان برگزاري انتخابات به دليل اينكه نتيجه آنچه كه آنها انتظارش را مي كشيدند نبود، سخنگويي جريان تعرض و سپس اغتشاش را برعهده گرفتند.

در اين مقطع بي بي سي فارسي با استفاده از تصاوير دوربين هاي غير حرفه اي اغتشاش گران، دامنه تبليغات آنها را به حوزه هاي بين المللي كشاندند و زمينه را براي اظهارنظر مقامات انگليس كه همه امور رسانه اي را در پنهان مديريت مي كردند و ساير مقامات گستاخ اروپايي هموار ساختند.

شبكه هاي فارسي و انگليسي بي بي سي بعنوان سردمداران موج جديدي كه هدفش مشوش نشان دادن نتايج انتخابات و ضربه به مشروعيت نظام و انتخابات بود زمام انتشار اخبار كذب و تحريك كننده را بدست گرفت. و دور جديد جنگ رواني سياسي را آغاز كردند. در راستاي اين جنگ رواني تجهيزات شبكه فارسي بي بي سي قبل از آغاز تظاهرات عده اي در مقابل سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن (و حتي قبل از حضور پليس) نصب مي گردد اما از ده هزار نفري كه در انتخابات شركت كرده اند تنها چند صدنفر كه چهره بسياري از آنها بعنوان معاندان نظام شناخته شده است حضور مي يابند اما شبكه هاي بي بي سي فارسي لحظه به لحظه در جهت مشوش نشان دادن نتايج انتخابات آن را پررنگ پخش مي نمايند ناگفته نماند اين تعداد كم هم براي يك جريان خاص فعاليت تبليغاتي مي كردند، سازماندهي مي شوند.

در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه يك وجه مشترك در سياست انگليس براي انتخابات لبنان و ايران وجود دارد كه قابل توجه است. در جريان انتخابات لبنان 4 يا 5 هواپيماي بزرگ چارتر وظيفه انتقال لبناني هاي مقيم انگليس را به بيروت جهت شركت در انتخابات از سوي دولت انگليس برعهده دارد و سه هفته به 22 خرداد پروازهاي ايران اير با وجود جايگزين شدن پروازهاي بزرگ بازهم با كمبود جا مواجه مي شوند. البته اين بار سياست انگليس بسيج چهره هايي است كه مي پندارند مي توانند به عنوان اعضاي اتاق فكر در روند راي گيري مردم موثر باشند ولي عملا نتيجه اي در بر نداشت لذا امروز بدليل ناكامي در نتيجه انتخابات سياست دولت انگليس و رسانه هاي اين كشور اين است كه حتي اگر صحنه توسط مخالفين واگذار شود بايد از ايران سيمايي مشوش و از دولت چهره اي سركوبگر به خارج منعكس گردد.

در همين راستا روزنامه تايمز كه مواضعي نزديك به دولت انگليس دارد 25/3/88 مي نويسد: «آنچه كه در ايران رخ داده كودتايي عليه كودتا بوده است.» ميلي بند وزير امورخارجه اين كشور 23/3/88 مي گويد: ايران را بايد همچنان در قبال دل نگراني هاي بين المللي درگير نگه داشت (تحت فشار گذاشت) وي در اظهاراتي بي ادبانه و گستاخانه كه دخالت در امور داخلي ايران است مي گويد: «ملازمات حوادث اخير در ايران را با نگراني جدي دنبال مي كنيم.»

به طور كلي بايد گفت تاكتيك انگليس قبل، حين و بعد از انتخابات ايجاد موج نرم عليه حاكميت و نظام اسلامي در جهت استراتژي آنها كه عدم توفيق احمدي نژاد براي دور بعدي رياست جمهوري است طراحي شده اما تاكنون با وجود دهها شيطنت نتوانسته به آن دست يابد.

 

* شبكه بي بي سي و آتش بياري معركه

 شبكه فارسي بي بي سي بي ترديد يكي از اصلي ترين آتش بياران آشوب هاي چند روز اخير تهران بوده است.

شبكه تلويزيوني بي بي سي در راس همه رسانه هاي معاند با ايران سرافراز ،با ادعاي اطلاع رساني لحظه به لحظه از انتخابات دهم رياست جمهوري عملا به پايگاه انتشار تحليل هاي ساختگي و برانگيختگي اجتماعي در ايران تبديل شده است.

آنچه كارشناسان در ماه هاي اخير ابراز مي داشتند كه شبكه فارسي بي بي سي به منظور انجام شبكه براندازي نرم و با حمايت نيروي انساني و مالي جرياني در داخل راه اندازي شده است طي روزهاي منتهي به انتخابات و پس از آن عملا به اثبات رسيد.

نكته جالب توجه در اين است كه بي بي سي علي رغم دريافت بودجه 15ميليون پوندي (22ميليون دلاري) وزارت امور خارجه انگليس، قبل و پس از راه اندازي همواره به كسري بودجه اعتراض مردم ماليات دهنده بريتانيا روبرو بوده است ، اين در حالي است كه در روزهاي اخير مبادرت به افزايش پخش برنامه هاي زنده خود كرد،‌به طوري كه شب انتخابات مطابق روال قبلي برنامه هايش را تا پايان شمارش آرا و اعلام نتايج در قالب ميزگرد، وب گردي ، گفت وگو با كارشناسان ،‌ ارتباط مستقيم (نوبت شما)‌ و... ادامه داد.

بي بي سي كه در طول دوره فعاليت خود همواره از تنظيم و پخش خبر به شيوه شبه خبر ( فيجرنيوز) و تلفيق سخت خبر( هارد نيوز)‌ و نرم خبر (سافت نيوز)‌ پيروي كرده است در آستانه انتخابات و پس از آن ‌ دقيقا و دائما با سوئيچ كردن اين شيوه هاي خبري به يكديگر ،‌اهداف شبهه سازي ، بحران افكني و هدايت افكار عمومي به انگيختگي و نضج آشوب را هدايت كرد.

اين شبكه متعلق به استعمارگر پير كه روزهاي قبل ،‌خود را آماده بحران سازي اجتماعي كرده بود، پيشاپيش در اخبار و تحليل هاي به اصطلاح كارشناسان سياسي مسايل ايران ،‌ بحث تقلب را تئوريزه و قاطعانه بر آن پاي مي فشردند كه چنانچه احمدي نژاد راي بياورد شكي در تقلب وجود ندارد.

بي بي سي در چارچوب سناريوي خود،‌ جمعه شب در قالب برنامه هاي زنده ،‌ بلافاصله پس از اعلام آمار هاي غير رسمي از منابع داخل ايران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار ( رييس سازمان فدائيان خلق )‌ و صادق صبا( تحليل گر سياسي )‌ كليد زد و پس از اين به تناوب انتشار خبرهايي از ايران ، ارتباط مستقيم و ... كارشناساني مانند جمشيد برزگر، هاشم احمد زاده ،‌احمد سلامتيان ،‌ سعيد برزين ،‌ مسعود بهنود و ... در استوديو و آدم هايي از احزاب و گروهك هاي داخل ايران هر لحظه به موازات اعلام آراي احمدي نژاد ،‌بر حملات و تثبيت و تلقين تقلب در انتخابات افزودند به صورتي كه نزديك صبح و تا ظهر شنبه جملگي گزارش پراكني اين شبكه دستور حمله و اغتشاش و افزايش نارضايتي بود.

شيوه بارز بي بي سي در توفيق خود اين بود كه كليت مباحث در يك دايره طراحي شده روش قورباغه پخته، كاركرد مي يافت . بدين صورت كه مثلا كارشناسان استوديو دلايلي را درقالب تحليل مطرح مي كردند و سپس ارتباط مستقيم برخي آدم هاي معمولي تحت عنوان مخاطبان بي بي سي و بعد از اين ارتباط با رييس ستاد مردمي موسوي و سخنگوي ستاد مهدي كروبي و ... مجددا كارشناسان داخل استوديو و ... جملگي صحبت هاي يكديگر را كپي كرده و با كمي شاخ و برگ اضافه بخورد بينندگان اين شبكه مي دادند.

بي بي سي براي پيشبرد سناريوي خود ، به خوبي از شيوه نرم خبر استفاده مي كرد به طوري كه در ساعت يك بامداد با اولين اعلام هاي غيررسمي آرا،‌ سايت هاي بالاترين و قلم نيوز را در قاب مي گرفت كه بوي تقلب مي آيد و يا راي هاي سفيد را به حساب احمدي نژاد گذاشته اند و هرچه اعلام آراي احمدي نژاد بيشتر مي شد لحن و نحوه بيان مطالب بي بي سي و آدم هايش تندتر مي شد تا آنجا كه در ساعت دو و 20دقيقه بامداد سناريوي آنها به نقطه اوج خود رسيد و درتمام اين نوع انتشار ،‌ بي بي سي با استفاده از خبر سخت (‌البته تحريك آميز )‌ كه هم اكنون موسوي و ... به وزارت كشور رفته اند و سوئيچ آن به خبر نرم ( درقالب گفت وگو و ارتباط مستقيم ) و سپس شبه خبر در ارتباط با رييس نهاد مردمي موسوي ،‌كاملا بحران سازي و تحريك مخاطب رقم زده مي شد.

اكنون بيش از پيش دست بي بي سي رو شد. شبكه اي كه به دليل كسر بودجه بي بي سي روماني را تعطيل كرد، مجاني به مخاطبان داخل انگليس خط نمي دهد . اسپانسر آگهي ندارد و مشخصا اغلب خبرنگاران آن از طيف هاي اصلاح طلب و مشاور آن يكي از سردبيران نشريات زنجيره اي توقيف شده است و غيره ،‌ لذا چنين رسانه اي كسري بودجه خود را از كجا تامين مي كند و آيا با توجه به طيف فكري همكار اين رسانه مي تواند مدعي بي طرفي باشد ، بي بي سي كه از پخش اگهي قربانيان غزه خودداري كرد كه مبادا مخاطبانش آن را نقض بي طرفي بي بي سي بدانند ،‌ اكنون با جمع يك طرفه اي چگونه مي تواند مدعي خبر پراكني چند سويه درباره ايران باشد؟، وجدان ركن چهارم دمكراسي در عملكرد بي بي سي درباره انتخابات اخير در رنج است آيا محكم به اين قضيه رسيدگي خواهيم كرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 18:52  توسط عبداللهی  | 

مروري گذرا به رويدادهاي اخير در كشور از زواياي مختلف

سناریوی موج سازی و خیابان گردی هواداران کاندیداها که در ابتدا از سوی ستادهای تبلیغاتی یک کاندیدا آغاز شد و بعدها به بقیه ستادها نیز سرایت کرد در همان ابتدا نیز با توجه به الگو برداری این شیوه از مدل انقلاب های مخملین مورد اعتراض دلسوزان انقلاب قرار گرفت و تبعات آن به صورت مستقیم و غیر مستقیم به کاندیداها تذکر داده شد.

اما طراحان این موج سازی که بیش از همه از عواقب آن با خبر بودند و برای آن برنامه ریزی دقیقی کرده بودند با راه اندازی کارنوال های مختلف سعی داشتند اعلام کنند که اکثریت مردم به کاندیدای آنها اقبال دارند و عملا فضا را به گونه ای هدایت نمایند تا در صورت شکست نامزد خود، حاکمیت نتواند بدون هزینه این مساله را اعلام کند.

همزمان در روزهای منتهی به انتخابات فعالان این گروه که انتخاب محمود احمدی نژاد را پایانی بر حیات سیاسی خود می دانستند و طرح کمیته صیانت از آرا را بر همین اصل بنا نهاده بودند، شروع به نامه نگاری های تحریک آمیز خطاب به مقام معظم رهبری و زیر سوال بردن نهادهای قانونی نظام کردند و عملا خود و وابستگانشان در مصاحبه های مختلف تهدید کردند که در صورت عدم رای آوردن کاندیدای مورد حمایت خود، از هوادارانشان می خواهند به خیابانها بریزند.

اما برای کسانی که آشنایی نسبی با روند اجرایی برگزاری انتخابات دارند واضح است که با حضور بیش از یک میلیون نفر به عنوان مجری و ناظر و نیز حضور نماینده کاندیدا در پای همه شعب اخذ رای امکان تقلب و تخلف سازماندهی شده آن هم به تعداد حداقل 10 میلیون برگه رای، ادعای مضحک و غیر قابل باوری است.

 سابقه تشکیک در سلامت انتخابات

تشکیک در سلامت انتخابات از حدود یک دهه پیش تاکنون به عنوانی جزیی لاینفک از برگزاری انتخابات در کشور در آمده است. ادعایی عجیب که همواره با طعم و رنگی تازه مطرح و روی آن تبلیغ می‌شود؛‌ نامزدی به‌راستی خواب شبانه را دلیل واگذاری نتیجه انتخابات می‌داند و هواداری امدادهای غیبی و این روزها، رای فرشتگان مورد توجه قرار گرفته است!

آنانی که حتی یک‌بار بر سر صندوق‌های رای حضور داشته‌اند می‌دانندکه نحوه چینش افراد و شمارش آرا به‌گونه‌ای است که تقریبا امکان جابجایی یک رای را نیز دشوار است و اگر (بر فرض) همه طرفین حاضر بر صندوق روی جابجایی آرا توافق کنند (مانند شبهه‌ای که یکی از نمایندگان جنجالی مجلس 2 هفته پیش مطرح کرد) و مثلا رای یک صندوق سیار را تغییر دهند، میزان اثرگذاری آن در نتیجه آرا، بسیار پایین‌تر از حد تصور است. چنین دست‌کاری خیانت‌کارانه‌ای در آرای مردم، در انتخاباتی کوچک‌تر نظیر شوراها یا مجلس که ممکن است فردی با اختلاف کمتر از هزار رای برنده نتیجه باشد، ممکن است اثرگذار باشد، اما در انتخاباتی مانند ریاست‌جمهوری که صحبت از رای میلیونی برای پیروزی یا شکست است، دامن زدن به چنین توهمی یا بی‌خردی است و یا توطئه.

فاصله رای نفر اول و دوم در انتخابات روز جمعه آنقدر زیاد است که حتی بر فرض قبول ادعای تقلب، چه میزان از آرا را می‌توان جابجا شده تلقی کرد؟ استدلال اصلی مدعیان کمبود تعرفه‌های رای و زود بسته‌شدن حوزه‌های رای‌گیری است که در پاسخ باید گفت که مگر چندصدهزار رای این‌گونه ممکن است اخذ نشده باشد و این چند صد هزار رای چه میزان از شکاف آرای نفر اول و دوم را پوشش دهد؟

در طول 30 سال گذشته مهمترین گردش‌های سیاسی در کشور در زمان حضور جریان رقیب رخ داده (مجلس سوم در وزارت کشور علی‌اکبر ناطق‌نوری، ریاست‌جهوری سیدمحمد خاتمی در زمان وزارت کشور محمدعلی بشارتی، شورای شهر مهدی چمران در زمان معاونت سیاسی وزارت کشور سیدمصطفی تاج‌زاده و ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در زمان وزارت کشور عبدالواحد موسوی‌لاری) و هیچ کس هم در سلامت انتخابات تشکیک کلی نداشته است، اما این بار برخی به هر وسیله‌ای و با جزئی‌نگری بی‌سابقه‌ای مدام در حال اشکال‌یابی و دمیدن در تنور تقلب‌اند. برخی نامه‌نگاری‌ها و مصاحبه‌ها (آن هم از سوی چهره‌های موجه) این شائبه را تقویت می‌کند یک حلقه خاص در صدد تصویرسازی ناصواب از جریانات بوده تا با فراهم آوردن پیش‌زمینه‌های لازم، زمینه آغاز دوری از اعتراضات سیاسی به نتیجه انتخابات فراهم آورد.

این بدگمانی وقتی افزایش می‌یابد که در برخی توصیه‌های ارائه شده به مردم، ضمن القای فضای پلیسی، مرتبا موضوع تقلب دامن زده می‌شود و اگر براستی چنین قدرتی برای جابجایی آرا (آن هم در این مقیاس وجود داشته باشد)، پس احتمالا آقایان همین کار را در دوره‌‌هایی که خود متصدی امور بوده‌اند انجام داده‌اند؛ نظیر رای 22 میلیونی سیدمحمد خاتمی در انتخابات سال 80.

انتخابات ۲۲ خرداد مهر پایانی بر توهم تقلب بود و راه حل سرپوش گذاشتن بر شکست دامن‌زدن به بی‌اعتمادی ملی نیست. میزان، رای ملت است و این رای اکنون پیش چشم همگان قرار دارد، خواه بپذیرند و خواه نپذیرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 18:24  توسط عبداللهی  | 

گزارشي از پروژه «اصلاحات خون مي‌خواهد»

 كشف و خنثي سازي عمليات تروريستي در پرواز اهواز - تهران، بار ديگر سيطره بلامنازع نيروهاي يگان حفاظت هواپيمايي سپاه را به رخ جهانيان كشاند. مروري بر نحوه كشف و خنثي‌سازي اين عمليات نشان داد كه فرزندان رشيد و غيرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي صيانت از فرزندان اين آب و خاك و پاسداشت آرمان‌هاي نظام اسلامي، چگونه بدون هيچ درنگي جان بركف نهاده و تن به توفان‌ها مي‌سپارند.

هنوز ساعاتي از اعلام خنثي‌سازي اين عمليات تروريستي نگذشته بود كه رسانه‌هاي غربي و منطقه‌اي به ويژه «شبكه العربيه» براساس فاز دوم يك پروژه از پيش طراحي شده، سعي كردند هوشمندي و رشادت نيروهاي سپاه را در كشف اين توطئه تروريستي، دستمايه تحليلي مزورانه قرار دهند تا شايد نقاب بر چهره طراحان و اجرا كنندگان اين عمليات خائنانه باقي بماند.

براي برداشتن نقاب از فاز اول و دوم اين عمليات كه با عنوان «اصلاحات خون مي‌خواهد»، طراحي و اجرا گرديد، ناچاريم به سال‌هاي گذشته به ويژه پس از شكست جريان تجديد نظر طلب در شبه كودتاي 18 تير بازگرديم و سپس به تحليل اين حادثه بپردازيم.

 * بايد خون بدهيم

انتخاب استراتژي «اپوزيسيون مدني» به جاي پروژه‌هايي همچون بازدارندگي فعال (استفاده از تمام ظرفيت‌هاي قانوني) و آرامش فعال (حكومتي بودن اصلاحات) از راهبردهاي افراطيون جبهه دوم خرداد پس از شكست آنان در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم بود.

سخنان سعيد حجاريان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران با طرح موضوع «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات» به نوعي تدوين و ارائه استراتژي جديد جبهه از هم فروپاشيده دوم خرداد بود. اين عبارت پارادوكسيكال، برگرداني از شعار «انقلاب مرد، زنده باد انقلاب» تروتسكي و گفته معروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان «شاه مرد، زنده باد شاه» بود كه حجاريان به صورت استعاره‌اي مي‌خواست نتيجه بگيرد، راهكارهاي سابق جبهه اصلاحات با شكست مواجه شده و براي حفظ بقاء و تداوم حيات حزبي، چاره‌اي جز اتخاذ استراتژي ديگري نخواهد بود.

تغيير ميدان مبارزه و ورود لايه‌هاي مدني جهت پشتوانه سازي، آخرين راهبردي بود كه توسط بازيگردانان اين جبهه همچون حجاريان، بشيريه، علوي‌تبار، جلايي پور و تاج‌زاده مطرح گرديد.

سه روز پس از روشن شدن نتايج انتخابات مجلس هفتم، سعيدحجاريان در گفتگو با خبرگزاري ايلنا، در تبيين خط مشي جديد اين جبهه گفت: « در پروژه جديد، محوريت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدني انتقال خواهد يافت»

 اين سخنان بدان معنا بود كه در سال‌هاي گذشته اعضاي ارشد اين جبهه با حضور در قدرت و در راستاي هدف «فتح سنگر به سنگر» از ارتباط با حاميان، سمپات‌هاي حزبي، دانشجويان، معلمان و كارمندان و كارگران در برهه‌هاي حساسي چون رد لايحه مطبوعات و تحصن نمايندگان مجلس ششم، نتوانسته‌اند در بسيج توده‌ها عليه نظام به موفقيتي دست يابند. به همين جهت م - ت، از اعضاي افراطي اين جبهه، در نشستي حزبي اعلام مي‌كند: «سال 83، سال تشكيل و پايه‌ريزي جنبش‌هاي اجتماعي و سال 84، سال به راه انداختن تظاهرات و آشوب‌هاي اجتماعي است.»

و عليرضا علوي‌تبار با جسارت هر چه تمام اظهار مي‌دارد: «براي تحقق مطالباتمان بايد خون بدهيم، بايد براي مقابله با ديكتاتوري، سه ميليون نفر را سازماندهي كنيم.تاكنون اشتباه كرديم كه چنين سازماندهي را انجام نداده‌ايم، اما هنوز هم دير نشده است.»

به همين منظور ماهنامه «آفتاب» كه در نقش تئوري پرداز و ارگان نظري جبهه مشاركت و طيفي از نيروهاي ملي - مذهبي ظاهر شده در همان دوران با درج مطلبي تحت عنوان «اپوزيسيون مدني، جنبش اصلاح‌طلبانه ملت ايران» راهكارهايي را جهت برپايي حركت‌هاي پوپوليستي و استمداد از ظرفيت اپوزيسيون مدني در قالب گردهمايي، تحصن، تظاهرات، اعتصاب و ساير اشكال مقاومت و نافرماني مدني، جهت نيل به اهداف و خواسته‌هاي فزون طلبانه حزبي خود ارائه مي‌كند و از ضرورت شكل‌گيري كميته‌هاي حزبي در محلات و جذب مردم به ويژه جوانان در اين كميته‌ها سخن مي‌گويد. همچنين در تكميل اين خط مشي جديد، حجاريان در مصاحبه با روزنامه شرق مي‌گويد: «نيروهايمان را به مجلس و دولت برديم و كسي براي سازماندهي مردم باقي نماند. ما در هوا مشغول كارزار بوديم در حالي كه رقيب در جبهه زميني مشغول پيشروي بود. اگر يك ميليون نفر جلوي بيمارستان سينا (پس از ترور حجاريان) و 3.5 ميليون نفر روبروي مجلس در زمان تحصن نمايندگان مجلس ششم جمع مي‌شوند، ديگر كاري از دست نيروي رقيب بر نمي‌آمد.»

 

*سربازگيري از دانشگاهها

تجربه انقلاب‌هاي مخملين نشان مي‌دهد سرمايه گذاري بر روي جوانان به ويژه جنبش‌هاي دانشجويي، يكي از مهمترين مولفه‌هاي پيش برنده طرح‌هايي چون براندازي نرم است. اولين تجربه انقلاب رنگي در دوران پس از جنگ سرد، در يك دوره زماني 6 هفته‌اي يعني از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در كشور چكسلواكي به ثمر نشست. حلقه دوم اين انقلاب كه در واژگان علوم سياسي به كودتاي فرامدرن (post-modern coup) شناخته مي‌شود، در صربستان (1997) و به وسيله جنبش دانشجويي اتپور ( به معناي مقاومت) تكميل گرديد و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حركت دانشجويي كمارا ( به معناي "بس است") تدارك ديده شد. در اكراين نيز گروهي از جوانان و دانشجويان آموزش ديده، حركتي به نام پورا (به معناي لحظه موعود فرا رسيده) را در سال 2004 طراحي و به مرحله اجرا گذاشتند كه با عناويني همچون انقلاب نارنجي، سرخ و شاه بلوطي ملقب گرديد. اين سناريو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله‌اي 2005 قرقيزستان كه دانشجويان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه يافت.

در دوره حاكميت تجديد نظرطلبان اين پروژه در جمهوري اسلامي ايران به صورت جدي كليد خورد تا گروهي از عناصر خود فروخته و وابسته، اقدام به سربازگيري از دانشگاههاي كشور نمايند. در پروژه‌اي كه حلقه كيان طراحي نموده بود، ماموريت عبور از ميدان مين و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجويي گذاشته شد تا جنبشي كه خاستگاه و فلسفه وجودي آن با عدالت خواهي، استكبار ستيزي و استقلال محوري تعريف شده است، به ابزاري در جهت تحقق و اجراي سناريوي دشمن تبديل گردد. ثمره اين سرمايه گذاري در شبه كودتاي 18 تير سال 1378 خود را به خوبي نشان داد و عناصر فريب خورده‌اي چون علي افشاري، رضا دلبري، اكبر عطري، عبدالله مومني، موسوي خوئيني، رضوي فقيه و... به عنوان پيشقراولان جنبش دانشجويي معرفي گرديدند.

باشكست شبه كودتاي 18 تير، طراحان جنگ نرم به اين نتيجه رسيدند كه براي پيشبرد اهدافشان در جمهوري اسلامي ايران، نمي‌توانند برسرمايه گذاري روي قشري خاص حساب ويژه باز كنند بنابراين لايه‌هاي ديگري از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتيد دانشگاه، نخبگان، كارگران و هنرمندان هم بايد با ميدان بيايند تا زمينه‌هاي انقلاب مخملين به صورت فراگير و گسترده در كشور فراهم گردد.

اعترافات‌هاله اسفندياري، رامين جهانبگلو و كيان تاجبخش نشان داد كه روزنامه نگاران يكي از مهمترين گروههاي هدف در پروژه براندازي نرم هستند. داستان پديدارشدن روزنامه‌هاي زنجيره‌اي كه رهبر معظم انقلاب در تعبيري ژرف و رسا از آنان به عنوان "پايگاههاي دشمن" نام بردند و همچنين روزنامه نگاران خود فروخته و اجير شده‌اي كه بخش زيادي از آنان هم اكنون در كشورهاي غربي بسر مي‌برند، در تدوام جنگ نرم كليد خورده بود و هم اكنون نيز اين پروژه با عناوين مختلف دنبال مي‌شود.

در سال گذشته و جاري، شاهد سفرهاي متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف كشور به كشورهايي چون هلند، انگليس، فرانسه، ايتاليا، هند، ژاپن و... بوده ايم. در اين سفرها، عناصري چون خاويرسولانا، اليزابت چني و فرح كريمي، ميزبان روزنامه نگاران ايراني بوده اند و طي آن كلاس‌هاي آموزشي با تدريس كتاب‌هايي چون "از شورشيان آرمانخواه تا مبارزان بي آرمان" تاليف جين شارپ كه ازسال 1993 در تيراژي وسيع در كشورهاي اروپاي شرقي و جمهوري‌هاي استقلال يافته شوروي چاپ و توزيع شده، همراه بوده است. بخشي از كارشناسايي و دعوت از روزنامه نگاران ايراني، به عهده فاطمه حقيقت جو گذارده شده كه هم اكنون در آمريكا مستقر است. وي در سفر گروهي از روزنامه نگاران به ايتاليا، ميزبان آنان بوده است.

تصويب بودجه 15 ميليون يورويي دولت هلند تحت عنوان "پلوراليزم رسانه‌اي در ايران" كه برمبناي آن موسسه هلندي "هيفوس" وظيفه پشتيباني مالي از روزنامه نگاران، رسانه‌هاي مكتوب و ديجيتالي را برعهده مي‌گيرد، بخشي ديگر از پروژه سرمايه گذاري غرب بر اصحاب رسانه را هويدا مي‌سازد.

براساس گزارش رسمي موسسه هيفوس، اين موسسه در سال گذشته كمك‌هاي مالي خود را به موسسات، نشريات و سايت‌هاي اينترنتي همچون "راهي" متعلق به شادي صدر از روزنامه نگاران فمنيست، "كارورزي سازمان‌هاي جامعه مدني" متعلق به محبوبه عباسقلي زاده كه در نشريات فمنيستي قلم مي‌زند، "كنشگران داوطلب" متعلق به سهراب رزاقي، "ايران گويا" به مدير عاملي حسين باستاني عضو ارشد حزب مشاركت ايران، "مركز فرهنگي زنان"، "كانون زنان ايران" و روزنامه اينترنتي "روز آنلاين" اعطا كرده است. در كنار موسسه هيفوس، موسسات واسطي همچون "بنياد دخترك"، "فريدوم‌هاوس" و "پرس تاو" نيزكار تدارك مالي، فني و امنيتي روزنامه نگاران تجديد نظر طلب را برعهده داشته اند. برخي از اسناد منتشره نشان مي‌دهد كه كنگره آمريكا، وزارت خارجه اين كشور، بنياد صهيونيستي سوروس، بنياد به اصطلاح غير انتفاعي خانه آزادي و شوراي روابط خارجي ايالات متحده از سرمايه گذاران و پشتيبانان مالي حمايت از روزنامه نگاران ايراني هستند.

 

* زمستان داغ

با آغاز سال تحصيلي 88 - 87 دانشگاه‌ها، دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) با صدور بيانيه‌اي اعلام كرد: «با توجه به شكست دوره اصلاحات و در بن بست قرار گرفتن روشنفكران و منتقدان سياسي، اين تشكل دانشجويي تصميم گرفته است راهبرد و تاكتيك فعاليت خود را از فاز سياسي به فاز اجتماعي تغيير دهد.»

در بيانيه اين دفتر همچنين روي چند محور تاكيد شده بود:

- ما شكت سياست «اصلاحات انتخابات محور» را اعلام مي‌كنيم.

- راه حل خروج از دوران انفعال كنوني، تقويت جامعه مدني و ارتباط گيري با بخش‌هاي اجتماعي است. دفتر تحكيم بايد پل دانشگاه با اجتماع باشد.

- دوران انسداد كنوني را بايد تبديل به دوره تجهيز و آمادگي نمائيم. از اين روي دفتر تحكيم وحدت از فعاليت سياسي خارج و وارد عرصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي خواهد شد. اين دفتر طرح ارتباط‌گيري موثر با تشكل‌هايي چون جنبش زنان، كارگران، معلمان، مجامع علمي و اقوام و طوايف را در دستور كار خود قرار داده است.

-تجربه 10 ساله دفتر تحكيم تاكيد دارد راه حل غلبه بر اقتدارگرايي، دوري از قدرت، نقادي قدرت، ديده‌باني جامعه مدني و در نهايت ورود به جامعه مدني و عرصه‌هاي عمومي است.

از سوي ديگر در اوايل شهريور ماه سال 87 يعني زماني كه اعضاي جديدي شوراي مركزي دفتر تحكيم (طيف مدرن) توانستند در انتخابات داخلي به پيروزي دست يابند، شاهد اتخاذ چنين مواضع ساختار شكنانه‌اي از سوي آنان بوديم. اين تشكل با شعار عبور از نظام اسلامي، وعده «زمستاني داغ» را به مردم و مسئولان كشور داده و تاكيد كرد از همه ظرفيت‌هاي اجتماعي براي رسيدن به اهداف خود سود خواهد برد.

ناگفته پيداست طيف مدرن دفتر تحكيم كه توانسته بود بر طيف سنتي و دموكراسي خواه پيروز شود، ارتباط بسيار نزديكي با سازمان مجاهدين، حزب مشاركت، نيروهاي ملي - مذهبي، نهضت آزادي، سلطنت طلبان، تشكل‌هاي پان تركيسم، پان عربيسيم و حتي جريان‌هاي چپ همچون حزب كمونيست كارگري، حكمتسيت‌ها، پژاك و فدائيان خلق داشت و وعده زمستان داغ آنها نشان مي‌داد كه باز هم قرار است از دانشگاه و دانشجو به عنوان موتور محركي براي خروج از بي‌‌حسي اجتماعي استفاده شود. در پروژه جديد بايد بار ديگر دانشجويان به عنوان مين‌روب و نردبان‌هاي رسيدن به قدرت و ثروت، مورد سوء استفاده قرار گيرند. آنان هنوز در سوداي شبيه‌سازي 18 تيري ديگر هستند و براي عملياتي كردن پروژه‌هاي خود، نه تنها هيچ ابايي از هزينه كردن اعتبار دانشجويان يك دانشكده و دانشگاه ندارند بلكه آن را امري بايسته و ضروري مي‌دانند.

ديدارهاي سال گذشته پياده نظام‌هاي طيف مدرن كه در پروژه جديد بايد نقش‌ دستمال‌هاي يك بار مصرف را بازي كنند و محتواي مذاكرات آنان با عناصر افراطي و تجديد نظر طلب همچون احمد زيدآبادي، هدي صابر، تقي رحماني، رضا عليجاني، محمد توسلي، ابراهيم يزدي، عبدالله نوري، سعيد حجاريان و مصطفي تاج‌زاده نشان داد كه ادعاي تغيير فاز فعاليت‌هاي دفتر تحكيم از سياسي به اجتماعي يك ادعاي سخيف و ابلهانه است. بيانيه دفتر تحكيم، دعوت به يك شورش و ساختار شكني آشكار بود كه طومار مدعيان آن سريع‌تر از آنچه كه تصور مي‌كنند توسط نيروهاي نظام در هم پيچيده خواهد شد.

 

حجاريان

 

*اصلاحات خون مي‌خواهد، جانبازي كافي نيست

به اعتقاد بسياري از تحليل‌گران موقعيت كنوني جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي به گونه‌اي است كه خواب بازگشت تجديد نظر طلبان و ساختار شكنان را طي يك انتخابات سالم و شفاف بي‌تعبير نموده است و از اين منظر چاره‌اي جز روي آوردن به طراحي و اجراي پروژه‌هاي خائنانه و مزورانه‌اي چون «اصلاحات خون مي‌خواهد» نيست.

ورود پيشدستانه سيد محمد خاتمي به صحنه انتخابات دهم رياست جمهوري، با شعار «يا من موسوي» نتوانست خللي در عزم ميرحسين موسوي براي ورود به صحنه انتخابات به وجود آورد. درهمان ايام برخي سيگنال‌هاي امنيتي حكايت از طراحي توطئه‌اي جهت حذف رقيب خاتمي از صحنه رقابت‌هاي انتخاباتي داشت كه با ورود زود هنگام نيروهاي امنيتي و حفاظتي، اين توطئه نقش بر آب شد.

پس از كنار كشيدن خاتمي از صحنه رقابت، تجديد نظر طلبان چاره‌اي جز حمايت از ميرحسين موسوي نداشتند. آنان كروبي را نه كانديدايي داراي مقبوليت مي‌دانستند و نه رييس‌جمهوري كه بتواند اهداف آنان را دنبال كند. اما موسوي لااقل يك مزيت نسبت به كروبي داشت و آن در ميزان راي او بود.

ورود ميرحسين به صحنه رقابت انتخاباتي و با گفتماني در چارچوب نظام اسلامي و بروز برخوردهايي قهر‌آلود با طيف ساختارشكن، آنان را به اين تكاپو واداشت كه چاره‌اي ديگر بينديشند. ميرحسين نه پايگاه اجتماعي لازم را براي پيروزي در انتخابات دارد و نه در فرض پيروزي مي‌تواند اهداف ساختارشكنانه و عبور از نظام اسلامي را براي آنان محقق سازد. ميرحسين 69 ساله آن قدر سرد و گرم روزگار را چشيده كه خود را در معرض طرح‌هاي نابخردانه و كوته فكرانه مشتي جاه طلب قرار ندهد. بنابراين براي رسيدن به اهداف شوم خود، بايد به پروژه‌اي ضد امنيتي و ملي پناه ببرند كه در راستاي اجراي آن اگر لازم باشد بايد كثيف‌ترين تزويرها را هم به كار بست تا شايد در ميدان خونخواهي او، خواب انقلاب‌هاي رنگين را تدارك ديد. در خواب‌هاي بي‌تعبير شكست خوردگان انتخابات دهم، بايد پيش از آنكه سنگ محك انتخابات، ميزان مقبوليت و مشروعيت مردمي آنان را نشان دهد، بايد فضاي عمومي كشور را به سمت ناآرامي و نافرماني پيش برد تا شايد قبل از انتخابات بتوانند چاره‌اي بينديشند.

كشف و خنثي سازي عمليات تروريستي در هواپيماي اهواز - تهران، را بايد كشف و خنثي سازي پروژه مزورانه «اصلاحات خون مي‌خواهد، جانبازي كافي نيست» برشمرد، پروژه‌اي كه با عنايات خداوند متعال و جانفشاني پاسداران امنيت كشور خطري بزرگ را از كيان نظام اسلامي دور ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 18:16  توسط عبداللهی  | 

خانه ميرحسين كجاست؟

 ميرحسين موسوي در برنامه شب گذشته گفت و گوي ويژه خبري شبكه دوم سيما مدعي ارتباط با مردم محلات فقيرنشين شد‏.‏ 

موسوي در برنامه گفت و گوي ويژه براي تخريب دولت و القاي ناكارآمدي آن و همچنين سياه نمايي ادعا كرد كه با مردم محلات فقيرنشين اطراف بازار تهران در ارتباط است و همه قيمت ها را مي داند‏.‏ 

با اندكي جست و جو مي توان متوجه هزارمين دروغ آقاي صداقت شد‏.‏ 

براي روشن شدن مطلب آدرس منزل شخصي ميرحسين موسوي را به اطلاع شما مي رسانيم ‏.‏ قضاوت با شما‏:‏ 

پاسداران‏-‏ سه راه فرمانيه‏-‏ خيابان بوستان‏-‏ روبري سفارت عربستان‏-‏ انتهاي بن بست مريم‏-‏ پلاك‏...‏ 

 

از كي محله مرفه نشين فرمانيه فقيرنشين شده است؟ به راستي اگر كه اين محله كه ميلياردرهاي تهران را در خود جاي داده است، فقيرنشين شده است، بايد خدا را شكر كرد كه دولت نهم موفق شده كاري كند كه ويژه خواران و رانتخواران ساكن فرمانيه امروز فقير شوند‏.‏ 

شايد هم جناب ميرحسين بعد از ‏20‏ سال سكوت و فاصله، معناي فقر را فراموش كرده اند كه به فرمانيه لقب فقر داده اند‏.‏ آقاي ميرحسين فقرا آنهايي بودند كه با جيب خالي و خانه اجاره اي به كابينه و دولت شما آمدند و اغنيا آناني بودند كه بعد از دوران مديريت شان در دوران شما و دو رئيس بعدي يك شبه مياياردر شده از دولت فرار كردند و امروز در فرمانيه و زعفرانيه و فرشته و ولنجك و تجريش و ‏...‏ سكني گزيده اند و به عبادت مشغولند‏.‏ 

ياد امام(ره) بخير كه كمتر موقعي مي شد كه سخن بگويد و حرفي از پابرهنگان ، مستضعفين، مرفهين بي درد و ثروت اندوزان نگويد‏.‏ 

بهر حال بايد به فال نيك گرفت كه يك فرمانيه نشين امروز دم از مشكلات فقرا و كوچك شدن سفره مردم مي زند‏.‏ همين كه فردي در تورم ‏49‏ درصدي دولت كارگزاران احساس فقرا را درك نكرد اما در تورم ‏15‏ درصدي امروز نرخ پفك نمكي و تخم مرغ و عدس را از حفظ است، بايد خدا را شكر كرد‏.‏ 

فرمانيه البته فقيرنوازان ديگري را هم از اردوگاه اصلاح طلبان در خود جاي داده است و اين هم محله اي ها هر از چند گاهي در يك مراسم عروسي در باغي محقر ‏-‏حداكثر چند هزار متري‏-‏ يا باشگاه فرمانيه(محفل اصلاح طلبان شمال تهران) يكديگر را زيارت مي كنند و آخرين نرخ برنج و چاي و سيب زميني و پياز را از هم سئوال مي كنند، از مصايب چايكاران و برنج كاران شمال باخبر مي شوند و در همان جا براي شادي روح فقرا، بر سر سفره اي با ‏18‏ نمونه غذا مي نشينند‏.‏ 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 13:57  توسط عبداللهی  | 

گزارشي از آخرين وضعيت فرقه ضاله بهاييت در كشور

اخيرا فرقه ضاله بهاييت فعاليت‌هاي خود را در پوشش هاي مختلف در كشور شدت بخشيده است.با عنايت به اينكه تشكيلات بهائيت معروف به بيت‌العدل در اسرائيل مستقر مي‌باشد، و آن رژيم حامي سرسخت اين تشكيلات مي‌باشد، لذا اهميت اين نكته كه اين فرقه در پي اهداف اسرائيل در براندازي نرم گام بر مي‌دارد بر كسي پوشيده نيست به اين بهانه مروري دارم بر آخرين وضعيت اين فرقه در كشور که حاصل تحقیقی یک ماهه است.

اين فرقه در ادامه فعاليت‌ خويش سعي در جذب گسترده در بين نونهالان، دانش‌آموزان و دانشجويان را داشته و سران اين فرقه اخيرا مكاتباتي با سازمانهاي حقوق بشر، داشته‌‌اند كه پيش‌بيني مي‌گردد، اين فرقه با استفاده از حاميان خويش در رژيم اسرائيل و آمريكا و كشورهاي غربي در راستاي منزوي نمودن و زير سوال بردن حقوق بشر در ايران گام برداشته تا بتواند در راستاي فعاليت خويش از نظام امتياز بگيرد.

 همچنين در خصوص جاسوسي و فعاليت گسترده اقتصادي اعضاي فرقه اگر اين روند ادامه پيدا نمايد با توجه به استراتژي انحصاري، بنيادي و زيربنايي، سود زياد، با خطرات و ريسك كمتر و همچنين وابستگي و نياز مردم به مشاغل مذكور، به نظر مي‌رسد اين فرقه قصد دارد با در اختيار گرفتن برخي از مراكز اقتصادي كشور در راستاي فشار آوردن به نظام گام برداشته و يا با فشار اقتصادي به مردم طبقه متوسط و ضعيف كشور، يك بحران اقتصادي را در داخل براي نظام به وجود آورد. از جمله اينكه اخيرا بسياري از دارو خانه هاي شمال شهر تهران توسط اعضاي اين فرقه خريداري شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1387ساعت 17:24  توسط عبداللهی  |